سيد جلال الدين آشتيانى

761

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

احديت دارد كه از آن تعبير به جنت ذات نموده‌اند . حقيقت اين جنت ، عين ثابت انسانى است كه رقيقهء جميع حقايق كماليهء موجود در غيب ذات است ، و حقيقتى كه مظهر تجلى ذاتى است موطن ظهور جنت ذات است كه نتيجهء اين تجلى ظهور تفصيلى حقايق است . مقام و مرتبهء انبياء سلف از آدم تا عيسى ، مقام و مرتبهء تجلى حق به صورت اسماء و صفات است . حشر انبياء ديگر جنت صفات است ؛ چون آنها بادهء از جام تجلى صفات نوشيده‌اند . عالم عقول طوليه و عرضيه از مراتب اعلاى بهشت است . مرتبهء نازل بهشت ، مرتبهء عالم برزخ نزولى است . و بهشتى كه آدم و حوا عليهما السلام ، از آن خارج شده‌اند ، جنت نزولى است ، نه جنت صعودى كه به متقين وعده داده شده است . چون جنتى كه به اهل تقوى وعده داده شده است ، و از براى اهل رحمت آماده گرديده است ، جنت صعودى و نتيجهء اعمال و افعال است . نار و جهنم و مظهر اسماء جلاليه نيز در مظاهر خلقى وجود دارد ؛ چون آتش باعتبار وجود علمى و تحقق عين ثابت ممكنات از جمله جهنم در حضرت علميه ، اصل تام و ثابت مراتب جهنم است ، و در حضرت علميه صورت غضب و اسماء جلاليه است . و اين صورت اصل كلى جميع مظاهر خلقيه است . در احاديث الهيه بوجود جهنم و بهشت در مراتب نزول ، باعتبار ظهور اسماء و صفات ، اشارات و نصوص و ظواهرى موجود است . به وجود دنياوى بهشت و جهنم در اين حديث اشاره رفته است : « الدنيا سجن المؤمن و جنة الكافر » . چون مراتبى كه براى اهل آخرت بر طبق اعمال و افعال آنها در نشئه ديگر موجود است ؛ از حيث تماميت وجودى قابل توصيف نيست : « لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » . لذا انسان در دنيا هر چه در نعمت هم كه باشد ، قابل مقايسه با نعم اخروى نيست ، و ضيق صدر و حرجى كه براى منهمكين در شهوت و انواع عذابهائى كه نسبت و معلول اعمال و افعال اهل نفاق و فسق و فجور است ، قابل مقايسه با مشقات دنيا و نشئه مادى نمىباشد . همان‌طورىكه نعم آخرت قابل توصيف نيست ، عذاب اهل خسران در آخرت قابل توصيف نيست . بعد از خلع جلباب بدن و انصراف انسان به آخرت و شهود اعمال